اكبر ترابى شهرضايى

180

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

فقه الحديث : مساحقه‌ى در زنان مانند لواط در مردان است ؛ ليكن حدّش صد تازيانه است ؛ زيرا ، در آن ايلاج و ادخالى نيست . از تشبيه اوّل استفاده مىشود كه حرمت مساحقه مانند حرمت لواط ، يك حرمت شديد است و نه معمولى ؛ و از عبارت « لكن فيه جلد مائة » استفاده مىشود اين تشبيه در تمام خصوصيّات و احكام نيست تا در همه‌ى فروضش مانند لواط عمل شود . حدّ لواط ايقابى ، قتل بوده است ؛ با « لكن فيه جلد مائة » مىگويد : مجازات مساحقه فقط صد تازيانه است ؛ و علّتش را بيان مىكند كه در آن ادخال و ايلاجى نيست . از روايت استفاده مىشود مساحقه مانند لواط غير ايقابى است كه در آن صد تازيانه مطرح و فرقى بين محصن و غير محصن نبود . به عبارت روشن‌تر ، از روايت مىفهميم آن‌چه سبب فرق مىشود ، ايلاج و غير ايلاج است ؛ نه محصنه بودن و غير محصنه بودن . 3 - وبهذا الإسناد عن جعفر بن محمّد ، عن أبيه ، إنَّ عليّ بن أبي طالب عليهم السلام اتي بمساحقتين فجلدهما مائة إلّااثنين و لم يبلغ بهما الحدّ . « 1 » فقه الحديث : در كتاب جعفريّات آمده است : دو زن مساحقه‌گر را نزد امير مؤمنان عليه السلام آوردند ؛ آن حضرت به هر كدام نود و هشت تازيانه زدند . اين روايت بر ضرر هر دو دسته است ؛ زيرا ، مشهور حدّ مساحقه را صد تازيانه و غير مشهور ، در غير محصن صد تازيانه و در محصن به رجم فتوا داده‌اند . از اين‌رو ، مىگوييم : اين روايت قضيّه‌اى در واقعه‌اى بوده است و علّتش را نمىفهميم ؛ كه چرا حضرت كمتر از صد تازيانه زد ؟ ادلّه‌ى قول غير مشهور دليل اين گروه دو نوع روايت است : يك نوع رواياتى است كه دلالت دارد حدّ مساحقه حدّ

--> ( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 18 ، ص 85 ، باب 1 از ابواب حدّ سحق ، ح 1 .